عرش بر دوش غدیر - سید رضا موید
سه شنبه 10 آذر 1388      7552بازديد


 

عرش بر دوش غدیر

 

در روز غدیر ، عقل اول

آن مظهر حق ، نبیِّ مرسل

 

چون عرش تو را کشید بر دوش

آن ‏گاه گشود لعل خاموش

 

فرمود که این خجسته ‏منظر

بر خلق پس از من است رهبر

 

بر دامن او هر آن که زد دست

چون ذره به آفتاب پیوست

 

ولایت حیدر ، لبخند فاطمه

 

از ولایت ‏عهدی حیدر ، خدا تاج شرف

بار دیگر بر سر زهرای اطهر می‏ زند

 

در حریم ناز و عصمت زین همایون افتخار

فاطمه لبخند بر سیمای شوهر می‏زند

 

" سیدرضا مؤید "

 

 

غدیر ، باب رحمت

 

باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیر

شد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدیر

 

موج زد دریای رحمت در بیابان غدیر

چشمه ‏های نور جاری شد ز دامان غدیر

 

شد غدیر خُم تجلی‏گاه انوار خد

تا در آن ‏جا جلوه ‏گر شد نور مِصباحُ الهُدی

 

آفرینش را بُوَد بر سوی آن سامان نگاه

ما سوی اللّه‏ منتظر تا چیست فرمان اِله

 

ناگهان خَتمِ رُسُل ، آن آفتاب دین پناه

بر فراز دست می ‏گیرد علی را همچو ماه

 

تا شناساند به مـردم آن ولی اللّه‏ ر

  والِ مَن والاه   خواند ،   عادِ مَن عاداه   ر

 

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام

بر تو ای روز امامت از همه امت سلام

 

از تو محکم شد شریعت ، وز تو نعمت شد تمام

ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام

 

از ولای مُرتضی دل را چراغان می‏ کنیم

بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می‏ کنیم

 

" سیّدرضا مؤید "

مطالب بیشتر


 نظرات شما



.  
ای ماه اختران زمین خط و خال تو گردون قدش خمیده به پیش جلال تو ای روشن از ضیاء تو هر صبح وشام ما خورشید ذره ای به کنار هلال تو خیل رسل که خود یم فضل و کرامتند کم تر ز قطره اند به بحر خصال تو گریم هماره من ز فراق تو ای شها بلکه سحر شود شب تار وصال تو از در مرا برانی و ردم کنی عجب دور است از عنایت و لطف و کمال تو گرچه گناه حاصل عمرم شده ولی دارم امید دیدن ماه جمال تو تو غصه دار کرببلا و مدینه ای بر قلب ماست غصه ودرد و ملال تو تو انتقام مادر خواهی گرفت و بعد حیدر به سینه ات بگذارد مدال تو ایام می رود به غم و غصه سر شود شب ها وروزها وهمه ماه و سال تو حسن جواهری یک شنبه 26 تير 1390
نام    
پست الكترونيكي:    
نظر:  
 
 
 
 
   
مقالات
دریافت اطلاعات...