بیستوششم رجب، که امسال حدود ۱۵ دی ۱۴۰۵ خواهد بود، سالروز درگذشت حضرت ابوطالب (علیهالسلام) است؛ عموی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و پدر امیرالمؤمنین (علیهالسلام). مدخل ابوطالب در ویکیشیعه مینویسد نام او عبدمناف بود، ۳۵ سال پیش از ولادت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به دنیا آمد، به گزارش شیخ طوسی در ۲۶ رجب سال دهم بعثت درگذشت و در قبرستان حجون مکه به خاک سپرده شد. در همان سال حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) هم از دنیا رفت و آن سال را «عامالحزن»، یعنی سال اندوه، نامیدند. این یادداشت سراغ تشبیهی میرود که امام صادق (علیهالسلام) درباره ابوطالب به کار برده است.
عمویی که پدری کرد
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) هشتساله بود که پدربزرگش عبدالمطلب از دنیا رفت و به سفارش او، ابوطالب سرپرستی برادرزاده را بر عهده گرفت. به گزارش ویکیشیعه، ابوطالب پیامبر را بر فرزندان خود مقدم میداشت، بهترین غذا را برایش فراهم میکرد و جای خوابش را کنار خود قرار میداد. قرآن هم از این پناه یاد کرده است:
أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَـَٔاوَىٰ
«آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد؟» (ضحی، ۶)
صفحه آیه ۶ سوره ضحی در پایگاه الوحی از ابنعباس نقل میکند که خدا یتیمی پیامبر را نزد ابوطالب یافت و او را به ابوطالب پناه داد تا نگهبان و مربیاش باشد.
سوره کهف و پرسشهای قریش
صفحه آیه ۹ سوره کهف در پایگاه الوحی ماجرای نزول این سوره را هم آورده است. قریش سه پرسش آماده کردند که یکی از آنها داستان جوانان غار بود. سپس نزد ابوطالب جمع شدند و گفتند برادرزادهات میگوید خبر آسمان برایش میآید؛ اگر پاسخ ما را بدهد، میفهمیم راست میگوید. ابوطالب گفت: هرچه میخواهید از او بپرسید. پاسخ با تأخیری چهلروزه، با نزول سوره کهف آمد و در آن میخوانیم:
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَٰبَ ٱلْکَهْفِ وَٱلرَّقِیمِ کَانُوا۟ مِنْ ءَایَٰتِنَا عَجَبًا
«آیا پنداشتی که اصحاب کهف و رقیم از نشانههای شگفت ما بودند؟» (کهف، ۹)
متن هر دو آیه با نسخه تنزیل از قرآن کریم (ضحی، ۶ و کهف، ۹) تطبیق داده شده است.
مَثَل اصحاب کهف
در همان صفحه الوحی روایتی از امام صادق (علیهالسلام) آمده که کلینی هم آن را در «الکافی» نقل کرده و ابوطالب را با همین جوانان مقایسه میکند:
إِنَّ مَثَلَ أَبِی طَالِبٍ مَثَلُ أَصْحَابِ الْکَهْفِ، أَسَرُّوا الْإِیمَانَ وَأَظْهَرُوا الشِّرْکَ، فَآتَاهُمُ اللَّهُ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ
«مَثَل ابوطالب مَثَل اصحاب کهف است؛ ایمان را پنهان کردند و شرک را آشکار ساختند، پس خدا پاداششان را دو بار به آنان داد.» (الکافی، ج۱، ص۴۴۸)
اصحاب کهف در میان قومی بتپرست ایمانشان را پنهان نگه داشتند تا روزی که توانستند از آن قوم جدا شوند. ابوطالب هم بزرگ قریش بود و همین جایگاه به او امکان میداد از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) پاسداری کند. اگر آشکارا از دین تازه سخن میگفت، شاید همان جایگاه و همان سپر را از دست میداد. پاداش دوچندانی که امام از آن خبر میدهد، گویی هم برای ایمان است و هم برای سختیِ پنهان نگهداشتن آن.
شعری که گواه ایمان شد
در صفحه بعد «الکافی» آمده است که امام صادق (علیهالسلام) در برابر کسانی که ابوطالب را بیایمان میدانستند، به شعرهای خود او استناد کرد. در روایتی امام پرسید: چگونه ممکن است کسی کافر باشد که در وصف پیامبر چنین گفته است:
وَأَبْیَضَ یُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ *** ثِمَالُ الْیَتَامَى عِصْمَةٌ لِلْأَرَامِلِ
«و آن روشنرویی که به آبروی او از ابرها باران خواسته میشود؛ پناه یتیمان و نگهدار بیوهزنان.» (الکافی، ج۱، ص۴۴۹)
در همان صفحه آمده است که روزی مشرکان در مسجدالحرام لباس پیامبر را آلوده کردند. ابوطالب شمشیر برداشت و همراه حمزه نزد آنان رفت و از حمزه خواست همان آلودگی را بر سبیل یکایکشان بمالد. آنگاه رو به پیامبر کرد و گفت: برادرزاده، این است جایگاه تو در میان ما.
قبرستان حجون (جنتالمعلی) در مکه، آرامگاه حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه (علیهماالسلام). عکس: King Eliot، ویکیمدیا کامنز، CC BY-SA 4.0وقتی یاور رفت
اهمیت حضور ابوطالب را از روزی که رفت بهتر میتوان فهمید. امام صادق (علیهالسلام) میفرماید وقتی ابوطالب درگذشت، جبرئیل بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نازل شد و گفت:
یَا مُحَمَّدُ، اخْرُجْ مِنْ مَکَّةَ فَلَیْسَ لَکَ فِیهَا نَاصِرٌ
«ای محمد، از مکه بیرون برو که دیگر در آن یاوری نداری.» (الکافی، ج۱، ص۴۴۹)
در سالروز درگذشت حضرت ابوطالب (علیهالسلام)، میتوانیم از مردی یاد کنیم که چهل و چند سال سایه پیامبر بود و کمتر از ایمانش سخن گفت و بیشتر با کارش آن را نشان داد. شاید درس او برای ما این باشد که وفاداری را با ماندن در روزهای سخت میسنجند، نه با بلند گفتنش.