جملهای کوتاه از حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) هست که در زبان فارسی هم جا افتاده و بسیاری آن را بیآنکه منبعش را بدانند به کار میبرند: «اول همسایه، بعد خانه.» این جمله پاسخ مادری بود به پرسش فرزندش، در شبی که تا صبح به عبادت گذشت. در این نوشته سراغ داستان این جمله و پیوندش با قرآن رفتهایم.
شبی تا سپیده
شیخ صدوق در کتاب «علل الشرائع» از امام حسن مجتبی (علیهالسلام) روایت کرده است:
رَأَیْتُ أُمِّی فَاطِمَةَ قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا لَیْلَةَ جُمُعَتِهَا فَلَمْ تَزَلْ رَاکِعَةً سَاجِدَةً حَتَّى اتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ تُسَمِّیهِمْ وَ تُکْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَیْءٍ فَقُلْتُ لَهَا یَا أُمَّاهْ لِمَ لَا تَدْعِینَ لِنَفْسِکِ کَمَا تَدْعِینَ لِغَیْرِکِ فَقَالَتْ یَا بُنَیَّ الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ
«مادرم فاطمه را دیدم که شب جمعه در محرابش ایستاد و پیوسته در رکوع و سجود بود تا سپیده صبح دمید. شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن، با بردن نامشان، بسیار دعا میکرد و برای خودش هیچ دعایی نکرد. گفتم: مادر، چرا همانگونه که برای دیگران دعا میکنی، برای خودت دعا نمیکنی؟ فرمود: پسرم، اول همسایه، سپس خانه.» (علل الشرائع، ج۱، ص۱۸۲؛ متن به نقل از حکمتنامه امام حسین، ج۲، ص۱۰۴)
در این روایت چند جزئیات کوچک هست که نباید از کنارش گذشت. حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) مؤمنان را «با نام» دعا میکرد؛ یعنی دعایش کلی و سربسته نبود. کسی که نام دیگران را در دعا میبرد، به زندگی و گرفتاریهایشان فکر کرده است. نکته دیگر آنکه پرسشکننده کودکی بود که شب را بیدار مانده و مادرش را تماشا کرده بود؛ یعنی این درس پیش از هر کس به فرزندان خانه رسید.
ریشه قرآنی این ادب
دعا برای دیگران پیش از خود، سلیقه شخصی نیست؛ قرآن از مؤمنانی ستایش میکند که دعایشان چنین است:
وَٱلَّذِینَ جَآءُو مِنۢ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَٰنِنَا ٱلَّذِینَ سَبَقُونَا بِٱلْإِیمَٰنِ وَلَا تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلًّۭا لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ رَبَّنَآ إِنَّکَ رَءُوفٌۭ رَّحِیمٌ
«و کسانی که پس از آنان آمدند، میگویند: پروردگارا، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز و در دلهایمان کینهای نسبت به مؤمنان قرار مده؛ پروردگارا، تو مهربان و بخشندهای.» (حشر، ۱۰)
متن آیه با نسخه تنزیل از قرآن کریم تطبیق داده شده است. در این آیه، دعا برای دیگران با پاک کردن دل از کینه کنار هم آمده است. کسی که برای دیگری از ته دل دعا کند، سخت بتواند کینه او را در دل نگه دارد.
دو معنا برای یک جمله
به گزارش مدخل «الجار ثم الدار» در ویکیشیعه، شیخ صدوق این جمله را با دو سند جداگانه آورده است: یکی از امام حسن (علیهالسلام) و دیگری از امام کاظم (علیهالسلام) به نقل از پدرانش. شیخ حر عاملی هم در وسائل الشیعه بابی گشوده و دعا برای مؤمنان پیش از دعا برای خود را مستحب دانسته است.
همین مدخل یادآوری میکند که این عبارت در کتابهای لغت معنای دیگری هم دارد: پیش از خرید یا اجاره خانه، همسایه را بشناس. در الکافی و نهجالبلاغه هم سخنی از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با همین مضمون آمده است. این دو معنا با هم ناسازگار نیستند؛ هر دو میگویند انسان تنها زندگی نمیکند و خیر و شرش به دیگران گره خورده است.
امروز چه کنیم؟
شاید سادهترین راه عمل به این روایت همان باشد که در خود آن آمده: نام چند نفر را در دعا ببریم. همسایهای که بیمار است، دوستی که دنبال کار میگردد، خویشاوندی که مدتی است از او بیخبریم. روایات دیگری هم گفتهاند دعا برای برادر دینی در غیاب او، به خود دعاکننده بازمیگردد. اما حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به این حسابوکتاب هم اشاره نکرد؛ فقط گفت اول همسایه.
در ایام فاطمیه که مجالس به یاد ایشان برپا میشود، این جمله کوتاه میتواند یکی از یادگارهای عملی آن مجالس باشد: شبی که با دعا برای دیگران به صبح برسد.