عکس: Lebron jay، ویکیمدیا کامنز، CC BY-SA 4.0، تغییر اندازه داده شده.
سوره ضحی را بیشتر با آیههای نخستش میشناسیم؛ سوگند به روشنایی روز و دلداری خدا به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در روزهایی که وحی چند صباحی نیامده بود. اما سه آیه پایانی این سوره چیز دیگری است. اینجا دیگر سخن از دلداری نیست؛ از تکلیف است. خدا پس از آنکه به پیامبرش یادآوری میکند که او را یتیم یافت و پناه داد، بیفاصله میگوید حالا تو هم با یتیم و نیازمند همینگونه رفتار کن.
أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًۭا فَـَٔاوَىٰ
«آیا تو را یتیم نیافت و پناهت داد؟» (ضحی، ۶)
این پیوند میان «پناه گرفتن» و «پناه دادن» کلید فهم آیههای نهم و دهم است. کسی که طعم بیپناهی را چشیده، بهتر از هر کسی میداند که یک نگاه تحقیرآمیز یا یک جواب تند با دل کودکِ بیپدر یا آدمِ دستتنگ چه میکند.
«فلا تقهر»؛ ستم پنهان در رفتار روزمره
فَأَمَّا ٱلْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ
«پس یتیم را خوار مکن.» (ضحی، ۹)
«قهر» در عربی یعنی چیره شدن بر کسی و او را زیر دست نگه داشتن. علیبنابراهیم قمی در تفسیرش این واژه را به «ستم مکن» معنا کرده (تفسیر القمی، ج۲، ص۴۲۷) و نکتهای افزوده که ارزش درنگ دارد: خطاب آیه به پیامبر است، ولی مقصود همه مردماند. این روایت را میتوانید در صفحه آیه ۹ سوره ضحی در پایگاه الوحی ببینید. یعنی آیه یک دستور اخلاقی شخصی برای پیامبر نیست که ما فقط تماشاگرش باشیم؛ نسخهای است برای هر خانه و هر محله.
خوار کردن یتیم همیشه با بیرون کردن او از خانه یا خوردن مالش نیست. گاهی همین است که در جمع، او را با بچههای دیگر مقایسه کنیم، یا کارهای سنگین را به گردنش بیندازیم چون «کسی را ندارد که اعتراض کند».
بیستویک دانه خرما؛ رفتار پیامبر با یتیم
در همان صفحه الوحی، از مجمعالبیان ماجرایی نقل شده که بهخوبی نشان میدهد پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) این آیه را چگونه زندگی میکرد. پسربچهای نزد ایشان آمد و گفت یتیم است، خواهری یتیم دارد و مادری بیوه. پیامبر به بلال فرمود هرچه در خانه هست بیاورد. بلال با بیستویک دانه خرما برگشت و حضرت آن را سه قسمت کرد: هفت دانه برای خودش، هفت دانه برای خواهرش و هفت دانه برای مادرش. معاذبنجبل دستی بر سر کودک کشید و برایش دعا کرد و پیامبر فرمود:
لَا یَلِی مِنْکُمْ یَتِیماً فَیُحْسِنُ وَلَایَتَهُ وَیَضَعُ یَدَهُ عَلَى رَأْسِهِ إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ شَعْرَةٍ حَسَنَةً وَمَحَا عَنْهُ بِکُلِّ شَعْرَةٍ سَیِّئَةً وَرَفَعَ لَهُ بِکُلِّ شَعْرَةٍ دَرَجَةً
«هر کس از شما سرپرستی یتیمی را به عهده بگیرد و آن را بهخوبی انجام دهد و دست بر سرش بکشد، خدا به شمار هر تار مو برایش نیکیای مینویسد، گناهی را پاک میکند و درجهای بالا میبرد.» (مجمعالبیان، ذیل آیه ۹ سوره ضحی)
جزئیات این ماجرا درسآموز است. خانه پیامبر بیش از بیستویک خرما نداشت، اما همان را هم دقیق و عادلانه تقسیم کرد. تشویق ایشان هم فقط به خاطر خرما نبود؛ به خاطر دستی بود که بر سر کودک کشیده شد. محبت آشکار، خودش بخشی از دستگیری است.
«فلا تنهر»؛ اگر چیزی نداریم، دستکم تندی نکنیم
وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنْهَرْ
«و پرسنده را از خود مران.» (ضحی، ۱۰)
«نهر» یعنی با درشتی راندن. آیه نمیگوید به هر درخواستی هرچه خواست بده؛ میگوید با او تند نباش. این تفاوت مهمی است. در روایات ذیل آیه ۱۰ در الوحی از امام باقر (علیهالسلام) نقل شده که خدا در مناجات به موسی (علیهالسلام) فرمود:
یَا مُوسَى أَکْرِمِ السَّائِلَ بِبَذْلٍ یَسِیرٍ أَوْ بِرَدٍّ جَمِیلٍ
«ای موسی، درخواستکننده را گرامی بدار؛ یا با بخششی اندک یا با پاسخی نیکو.» (الکافی، ج۴، ص۱۵)
یعنی حتی وقتی دستمان خالی است یا به هر دلیلی نمیتوانیم کمک کنیم، راه سومی هم هست: «ردّ جمیل»، نه گفتنی که آبروی طرف را نبرد. امام صادق (علیهالسلام) هم وقتی درباره درخواستکنندهای پرسیدند که معلوم نیست راست میگوید یا نه، معیار سادهای دادند: به کسی که دلت برایش سوخت، کمک کن (من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۸).
در روایتی دیگر از امام سجاد (علیهالسلام) که همان صفحه آورده، ستم به یتیم و بیوه و راندن سائل در شب (معانی الأخبار، ص۲۷۱) در کنار هم و در شمار گناهانی آمده که باران را بند میآورد. همنشینی این سه در یک جمله تصادفی نیست؛ همان چیزی است که سوره ضحی هم کنار هم گذاشته.
چرا آیات یتیم و سائل در سوره ضحی کنار هم آمدهاند؟
در مدخل سوره ضحی در ویکیشیعه آمده که این سوره مکی است و آیههای ششم تا هشتم آن، یتیمی و تنگدستی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را یادآوری میکند. شاید همین زمینه توضیح دهد که چرا آیات پایانی اینقدر کوتاه و قاطعاند. سه نعمتی که در آیههای ششم تا هشتم شمرده شد، یعنی پناه دادن به یتیم، هدایت و بینیاز کردن، در سه آیه آخر به سه وظیفه تبدیل میشود: با یتیم مهربان باش، سائل را مران و از نعمت پروردگارت سخن بگو.
این ساختار پیام روشنی دارد. هر نعمتی که به ما رسیده، سهمی از آن به گردن ما برای دیگران است. کسی که روزی در سختی بوده و حالا گشایشی پیدا کرده، نباید فراموش کند که خودش هم روزی دستش جلوی دیگران دراز بود. مدخل یتیم در ویکیشیعه هم فهرستی از آیات و روایات این باب را گرد آورده که نشان میدهد این موضوع در فرهنگ اهلبیت (علیهمالسلام) تا چه اندازه جدی گرفته شده است.
شاید سادهترین تمرینی که این دو آیه پیش روی ما میگذارند همین باشد: هفتهای یک بار از خودمان بپرسیم آخرین باری که دست محبت بر سر کودکی بیسرپرست کشیدیم کی بود، و آخرین باری که با کسی که چیزی از ما خواست تند حرف زدیم کی.
بیشتر بخوانید: سرپرستی مال یتیم در آیه ۳۴ سوره اسراء
منابع