ره توشه‏هائى از عید فطر
چهارشنبه 25 شهريور 1388      3148بازديد


ره توشه‏هائى از عید فطر
عید فطر

فرارسیدن روز مبارک عید فطر، نوید بخش تحوّلاتى سرنوشت ساز در زندگى اهلایمان است. چرا که عید فطر یکى از ایام الله، زمینه ساز وحدت کلمه براىمسلمانان و تقویت اتحاد و اراده آنان، تجدید حیات دوباره براى اسلام،دمیدن روح ایمان و سرور و نشاط براى بندگان الهى، روز نمایش عظمت دین وبازگشت دوباره به فطرت انسانى و بالاخره روز فتح و پیروزى در جهاد اکبربراى رهروان خداجوى مى‏باشد. در شب و روز عید فطر، اهل ایمان از سوئى بهشب زنده دارى و نماز و دعا مى‏پردازند و از سوئى دیگر با زمزمه زیارت امامحسین علیه السلام با آن حضرت و مقاصد آسمانى‏اش پیمان مجدد امضاء کرده وروح حماسه و عرفان و فداکارى را در وجودشان احیاء مى‏کنند. این اعمالمعنوى آنان را براى پرواز در عالم ملکوت به همراه قدسیان آماده مى‏کند وآنان بدین وسیله از قید و بند مادّیات و علاقه‏هاى بى‏ارزش رهائى یافته وبا دلى سرشار از شوق ایمان و عشق به خدا زندگى نوینى را آغاز مى‏کنند. چهزیباست که تمام اقشار جامعه از این فرصت به دست آمده در راه اعتلاى کلمهحق و توسعه و ترویج معارف حیاتبخش الهى بهره گرفته و خود را یک سال دیگردر پناه ایمان و مصونیت بیمه کنند. در آن روز مسلمانان با شوق وصف ناپذیرىاز عبادات و ریاضات شبهاى ماه رمضان و شبهاى قدر و زیباترین لحظات ارتباطبا خداوند فارغ شده و در اجتماع روز فطر صف مى‏کشند و اتّحاد و یگانگى وبرادرى و همدلى خود را به نمایش گذاشته و بار دیگر دست رد به سینه شیطان وشیطان صفتان مى‏زنند و همنوا با برادران دینى خود، پروردگار با عظمت راصدا کرده و توفیق در تمام کارهاى خیر و دورى از تمام بدى‏ها را به همراهحضرت محمّد و آلش ـ که درود خدا بر آنان باد ـ از درگاه خداوند درخواستمى‏کنند. در همین راستا به برخى از دستاوردهاى این روز با شکوه اشاره کردهو روح و جان خویش را با آموختن درسهایى از آن صفا مى‏بخشیم به امید این کهره توشه‏هائى را براى سلوک به سوى حق به دست آوریم.

درخواست برقرارى دولت کریمه حضرت مهدى(عج) بهترین پاداش و عیدى است که مى‏توان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.

دراجتماع بزرگ مسلمانان در روز فطر، مى‏توان پیام هاى مهم و حیاتبخش اسلامرا به گوش حاضرین رساند چرا که برخى افراد فقط در چنین روزى فرصت راه‏یابىبه مجالس مذهبى را پیدا مى‏کنند و در چنین فضائى آمادگى شنیدن مطالب معنوىو دستورات انسان ساز اسلامى را دارند. به همین جهت امیرمؤمنان على علیهالسلام در یکى از خطبه‏هاى خویش در روز عید فطر بعد از حمد و ثناى الهى وفراهم نمودن زمینه پیامهاى آسمانى به بیان مهمترین دستوارت الهى پرداخته واهم احکام کلیدى را به نمازگزاران فطر مى‏آموزد در فرازهائى از گزارشى کهشیخ صدوق از بیانات امیرمؤمنان على علیه السلام در خطبه عید فطر آورده استچنین مى‏خوانیم: «انّ هذا الیوم جعله الله لکم عیداً و جعلکم له اهلاًفاذکروا الله یذکرکم و ادعوه یستجب لکم؛ امروز را خداوند متعال براى شماعید قرار داده است و به شما شایستگى آن را عنایت فرموده پس شما هم بهشکرانه آن خدا را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را بخوانید تا شما رااجابت کند به یکى از مهمترین اعمال روز عید فطر که پرداخت زکات فطره استاشاره کرده و اهمّیت آن را متذکر مى‏شود، چرا که اگر زکات فطره از صورتپرداخت فردى به سمت بُعد اجتماعى آن سوق داده شود پشتوانه و سرمایه مهماقتصادى در حلّ مشکلات مردم خواهد بود. ایجاد مراکز درمانى، تأسیسکانون‏هاى علمى و صنعتى براى اشتغال‏زائى بیکاران جامعه، سرمایه گذارىبراى مسائل بهداشتى و عمران محیط زیست، تقویت بنیه دفاعى مسلمانان و حراستاز مرزهاى اسلامى، توسعه فرهنگ عمومى و دینى و ایجاد مؤسسات پژوهشى وتحقیقاتى برخى از دستاوردهاى پرداخت زکات فطره در روز عید است که در صورتجمع آورى و مصرف صحیح این بودجه دینى به دست خواهد آمد.

چونخواستى براى نماز عید بیرون روى که با امامى نمازگزارى یا خودت امام جماعتشوى بر توست که از مصیبتى که براى غیبت امام خودت بر تو وارد شده است غافلنباشى، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست. پس بنگرحال به چه منوال گشته است که نماز با امام به نماز تو و امثال تو مبدّلشده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او و نمازشان بااو تفکر نماى و در پیش خویش میزان بگیر که چون براى مؤمن خطیب، امام اوباشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهد بود؟!

عید فطر

ائمهجمعه و جماعات و مبلغان گرامى در صورت هدایت صحیح مردم و مخاطبین خویش دراین زمینه توفیقات افزون‏ترى را در امر تبلیغ خواهند داشت و در به وجودآوردن مراکز علمى، عمرانى و بهداشتى که نوعى باقیات صالحات است شریکخواهند بود؛ چه بسیار از عالمان متعهد و مبلغان پر تلاشى که از همین زاویهبه توسعه و ترویج معارف عالى اسلام پرداخته‏اند. به همین جهت امیر مؤمنانمردم را به پرداخت دَینِ شرعى خویش تشویق نموده و با یادآورى اهمّیت موضوعمى‏فرماید: «و اَدّوا فِطرَتَکُم، فَاِنَّها سُنَّةُ نَبیِّکُم وَفَریضَةٌ مِن رَبِّکُم فَلیُؤدّها کُلُّ اِمرِءٍ مِنکُم عَنهُ وَ عَنعیالِهِ کُلِّهِم ذَکَرِهِم وَ اُنثاهُم، صَغیرِهِم و کَبیرِهِم وَحُرِّهِم و مَملُوکِهِم عَن کُلِّ اِنسانٍ مِنهُم صاعاً مِن بُرٍّاَوصاعاً مِن تَمرٍ اَو صاعاً مِن شَعیرٍ؛ زکات فطره خود را ـ که سنتپیامبرتان و فریضه واجبى از سوى پروردگارتان مى‏باشد ـ هر یک از شما ازسوى خود و افراد تحت تکفل خود از زن و مرد، کوچک و بزرگ، آزاد و مملوک یکصاع گندم یا خرما یا جو پرداخت نماید.»


حضرتعلى علیه السلام در فراز دیگرى از خطبه خویش به مهمترین دستورات الهىپرداخته و به مسلمانان یادآور مى‏شود که: «اطیعوا الله فیما فرض اللهعلیکم و امرکم به من اقام الصّلوة و ایتاء الزّکوة و حجّ البیت و صوم شهررمضان و الامر بالمعروف و النّهى عن المنکر و الاحسان الى نساءکم و ماملکت ایمانکم؛ در مواردى که خداوند بر شما واجب کرده و به انجام آن امرنموده است از فرمان خداوند اطاعت کنید، از بپا داشتن نماز، پرداخت زکوة،زیارت خانه خدا، روزه ماه رمضان، امر به معروف و نهى از منکر و نیکى واحسان به همسران و زیردستان خود. مولاى متقیان با تذکر زشتى برخى گناهانکبیره اضافه مى‏کند که: «و اطیعوا الله فیما نهاکم عنه من قذف المحصنة وایتان الفاحشة و شرب الخمر و بخس المکثال و نقص المیزان و شهادة الزّور والفرار من الزّحف(1)؛ اى مردم! خدا را در مورد چیزهائى که شما را نهى کردهاطاعت کنید و از انجام آن دورى گزینید که از جمله نسبت ناروا به زنانشوهردار و آبرومند، انجام اعمال زشت همچون فحشا و شرب خمر، کم فروشى درمعاملات، گواهى باطل و دروغ و فرار از میدان نبرد از مقابل دشمن است.

حضرتباقر علیه السلام فرمود: «ما مِن یَومِ عَیدٍ لِلمُسلِمینَ اَضحَىً وَلافِطرٍ اِلّا و هُوَ یُجَدِّدُ اللهُ لآلِ مُحَمَّدٍ (ع) فِیهِ حُزناً قالَقُلتُ وَ لِمَ ذلِک قالَ اِنَّهُم یَرَونَ حَقَّهُم فى اَیدى غَیرِهِم؛هیچ عید فطر و قربانی نیست، مگر آن که با آمدن آن غم و اندوه آل محمد صلیالله علیه و آله تجدید مى‏شود. راوى گفت: چرا در روز عید غمگین مى‏شوند؟امام فرمود: زیرا آنان حق خود را در دست دیگران مى‏بینند و از این کهافراد غیر شایسته بر جایگاه رهبرى امت قرار دارد و امام راستین هنوز ظهورنکرده است که حکومت عادلانه و سایه پر از عدل و داد خود را بر مردمبگستراند، غمگین و ناراحتند.

برخى از مردم عید را بهمعنى نشاط و شادى ظاهرى دانسته و با پوشیدن لباسهاى نو و رنگارنگ و باتدارک غذاهاى متنوع و شیرینى و شربت و گفتن و خندیدن و سیاحت و تفرجبى‏محتوا خود را سرگرم مى‏کنند. در حالى که عارفان با بصیرت و اولیاء خاصالهى با چشم دل، به عید نگریسته و زوایاى معنوى آن را جستجو مى‏کنند. بخشىاز کوشش هاى مردان الهى در ایّام عید بُعد اجتماعى دارد که در حلّ مشکلاتبرادران دینى، رسیدگى به نیازمندان و محرومان و گرفتاران، شاد و مسرورساختن برادران و خواهران دینى، کمک به مستضعفان فکرى جامعه و اهتمام بهمسائل عمومى و مبتلا به مسلمانان جلوه مى‏کند چرا که آنها بر این باورندکه حضرت علی علیه السلام در مورد ویژگی هاى مردان الهى فرموده است: «نفسهمنه فى عناءٍ والنّاس منه فى راحةٍ اتعب نفسه لآخرته و اراح النّاس مننفسه(2)؛ نفس او از دستش در رنج و ناراحتى است امّا مردم (به خاطر خدماتىکه او انجام مى‏دهد) از او در آسایش‏اند. او براى (رسیدن به درجات عالى درروز) قیامت خود را به زحمت مى‏افکند ولى مردم را به رفاه و آسایشمى‏رساند.»

عید فطر

وبرخى دیگر از فعالیت‏هاى اهل ایمان مربوط به ارتباط خود و خدایشان است،آنان از آنجائى که در طول ماه مبارک رمضان با زحمات شبانه روزى خود برشیطان نفس تسلط یافته و در جهاد بزرگ به پیروزى نائل شده‏اند روز عید فطررا به شکرگزارى و ارتباط نزدیکترى با پروردگارشان مى‏گذرانند: حضرت امامخمینى در این مورد سخنان قابل توجهى ارائه کرده و مى‏فرماید: البتهعیدهائى که اسلام تأسیس فرموده است به حسب نظرهاى مختلفى که اهل نظر دارندو به حسب قشرهاى مختلفى که برخورد مى‏کنند برداشتهاى مختلفى وجود دارد. آنبرداشتى که اهل معرفت از عید مى‏کنند، با آن برداشتى که دیگران مى‏کنندبسیار متفاوت است. آنها بعد از این که در ماه مبارک رمضان آن ریاضت ها رامى‏کشند و کشیدند، روز عید روز لقاء الله است. «الغیرک من الظّهور ما لیسلک(3)؛ خدایا! براى غیر تو چه ظهورى هست که براى تو نیست؟!» آنها همه چیزرا از او مى‏دانند و آن روز را عید مى‏کنند براى این که بعد از ریاضات یومورود به حضرت است. و در عید قربان نیز بعد از این که تمام عزیزانشان را ازدست دادند، مهیا براى ملاقات مى‏شوند، بعد از این که نفس خودشان را کشتندو هر چه عزیز است در راه خدا از آن گذشتند آن وقت است که روز لقاء است وجمعه هم در اثر اجتماعاتى که مسلمین با هم دارند، اهل معرفت مهیا مى‏شوندبراى لقاء الله. پس برداشت آنها غیر از برداشت ماست و ما امیدواریم که بهتبع اولیاء خدا به جلوه‏اى از آن جلوه‏ها برسیم و ذره‏اى از آن معارف درقلب ما واقع بشود.(4)» به همین جهت حضرت امام مجتبى علیه السلام هنگامى کهمشاهده کرد عدّه‏اى از مردم در روز عید فطر مشغول لهو و لعب و خنده هستندخطاب به یارانش فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را معیار آزمایش مردم قرارداده است که در آن مردم براى کسب مقامات معنوى و بهشتى مسابقه مى دهند.عدّه‏اى در این مسابقه برنده شده و برخى دیگر از کسب این مقامات بازمى‏مانند.

کمال شگفتى است از کسى که بى خبر از نتیجه این مسابقه بهخندیدن و خوشگذرانى مشغول است. به خدا سوگند! اگر پرده‏ها کنار رود؛نیکوکاران به نتائج نیکو رفتارى خود مشغول بوده و بدکاران گرفتار اعمال بدخود هستند.(5)

 

شوق دیدار یار

از برجسته‏ترین و بهیادماندنى‏ترین ساعات روز عید فطر لحظاتى است که منتظران راستین ظهور حضرتولى عصر(عج) آرزوى دیدار آن حضرت را کرده و در فراقش با دلى مملو از امید،اشک حسرت مى‏ریزند. آنان به یاد سخن حضرت باقر علیه السلام مى‏افتند کهفرمود: «ما مِن یَومِ عَیدٍ لِلمُسلِمینَ اَضحَىً وَلا فِطرٍ اِلّا و هُوَیُجَدِّدُ اللهُ لآلِ مُحَمَّدٍ (ع) فِیهِ حُزناً قالَ قُلتُ وَ لِمَ ذلِکقالَ اِنَّهُم یَرَونَ حَقَّهُم فى اَیدى غَیرِهِم(6)؛ هیچ عید فطر وقربانی نیست، مگر آن که با آمدن آن غم و اندوه آل محمد صلی الله علیه وآله تجدید مى‏شود. راوى گفت: چرا در روز عید غمگین مى‏شوند؟ امام فرمود:زیرا آنان حق خود را در دست دیگران مى‏بینند و از این که افراد غیر شایستهبر جایگاه رهبرى امت قرار دارد و امام راستین هنوز ظهور نکرده است کهحکومت عادلانه و سایه پر از عدل و داد خود را بر مردم بگستراند، غمگین وناراحتند.

به همین جهت یکى از رایجترین اعمال این روز که اولیاء خداو عارفان واصل به آن اهتمام خاص دارند زمزمه دعاى ندبه در روز فطر است کهدردمندانه و عاشقانه با امام زمان(عج) نجوا مى‏کنند: «هل الیک یابن احمدسبیلٌ فتلقى... متى ترانا و نراک و قد نشرت لواء النّصر ترى... .»

برخىاز مردم عید را به معنى نشاط و شادى ظاهرى دانسته و با پوشیدن لباسهاى نوو رنگارنگ و با تدارک غذاهاى متنوع و شیرینى و شربت و گفتن و خندیدن وسیاحت و تفرج بى‏محتوا خود را سرگرم مى‏کنند. در حالى که عارفان با بصیرتو اولیاء خاص الهى با چشم دل، به عید نگریسته و زوایاى معنوى آن را جستجومى‏کنند. بخشى از کوشش هاى مردان الهى در ایّام عید بُعد اجتماعى دارد کهدر حلّ مشکلات برادران دینى، رسیدگى به نیازمندان و محرومان و گرفتاران،شاد و مسرور ساختن برادران و خواهران دینى، کمک به مستضعفان فکرى جامعه واهتمام به مسائل عمومى و مبتلا به مسلمانان جلوه مى‏کند.

این ابیات مولوى تا حدودى بیانگر راز دل ندبه خوانان عید فطر است که به مولاى خویش عرضه مى‏دارند:

در هوایت بى‏قرارم روز و شب                                                  سر ز پایت بر ندارم روز و شب 

اى مهار عاشقان در دست تو                                                  در میان این قطارم روز و شب 

تا که بگشایم به قندت روزه‏ام                                                  تا قیامت روزه دارم روز و شب 

چون ز خوان فضل روزه بشکنم                                                عید باشد روزگارم روز و شب 

جان روز و جان شب اى جان تو                                                انتظارم، انتظارم روز و شب 

تا بسالى نیستم موقوف عید                                                 با مه تو عید دارم روز و شب 

زآن شبى که وعده کردى روز وصل                                         روز و شب را مى‏شمارم روز و شب 

بس که کشت مهر جانم تشنه است                                      ز ابر دیده اشک بارم روز و شب

عید فطر

عارفوارسته حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى در این مورد در کتاب ارزشمندالمراقبات (7) مى‏نویسد: بر مؤمن راستین شایسته است امروزه غیبت آن حضرت وغصب حکومت آن حضرت توسط دشمنان، سختى حال شیعیان و رعایاى او را در دستکافران و فاجران بنگرد و ببیند که به آنان از قتل نفوس و هتک آبرو و غصباموال و بدى حال و مقام خوارى و ابتذال چه مى‏رسد بایستى خوشحالى او بهاندوه زیاد و خنده او به گریه و عید او به ماتم مبدّل گردد و به خواندندعاى ندبه بسان زن بچه مرده‏اى بگرید و فرج او را از خدا بخواهد... بارىچون خواستى براى نماز عید بیرون روى که با امامى نمازگزارى یا خودت امامجماعت شوى بر توست که از مصیبتى که براى غیبت امام خودت بر تو وارد شدهاست غافل نباشى، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست.پس بنگر حال به چه منوال گشته است که نماز با امام به نماز تو و امثال تومبدّل شده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او ونمازشان با او تفکر نماى و در پیش خویش میزان بگیر که چون براى مؤمن خطیب،امام او باشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهدبود؟! و به آنچه از برکات و انوار زمان حضور آن بزرگوار و نشر عدالت و محوجور و ضلالت و عزت اسلام و حرمت قرآن و رواج ایمان و تکمیل عقول و تزکیهقلوب و تحسین اخلاق و رفع شقاق و دفع نفاق نظر کن و با صداى بلند خود اورا ندا ده و به زبان شوق خویش به ساحت مقدس عرضه بدار: اى زاده احمد! آیاراهى به سوى تو هست که ملاقات شوى؟... اى آقاى من:

و تلافى ان کان فیه أتلافى                                     بک عجّل به جعلت فداکا

اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب کن فداى تو شوم.

و بما شئت فى هواک اختبرنى                                فاختیارى ماکان فیه رضاکا

و به هر چه بخواهى در راه عشق خودت مرا آزمایش کن که آنچه را که رضاى تو در آن است انتخاب مى‏کنم.

بجمال حجبته بجلالٍ هام                                         واستعذب العذاب هناکا 

قسم به جمال خودت که از او پوشیده‏اى و جلال خودت که او را سرگردان ساخته‏اى و در کوى تو عذاب را شربت گوارا مى داند.

ذاب قلبى فأذن له یتمنّا                                           ک فیه بقیّة لرجاکا

دل من آب شد پس به او اجازه بده که ترا آرزو کند، در این قلب، نیم رمقى براى امید و تمناى تو هست.

بنابرایندرخواست برقرارى دولت کریمه حضرت مهدى(عج) بهترین پاداش و عیدى است کهمى‏توان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.

درروز عید فطر مسلمانان با شوق وصف ناپذیرى از عبادات و ریاضات شبهاى ماهرمضان و شبهاى قدر و زیباترین لحظات ارتباط با خداوند فارغ شده و دراجتماع روز فطر صف مى‏کشند و اتّحاد و یگانگى و برادرى و همدلى خود را بهنمایش گذاشته و بار دیگر دست رد به سینه شیطان و شیطان صفتان مى‏زنند وهمنوا با برادران دینى خود، پروردگار با عظمت را صدا کرده و توفیق در تمامکارهاى خیر و دورى از تمام بدى‏ها را به همراه حضرت محمّد و آلش ـ که درودخدا بر آنان باد ـ از درگاه خداوند درخواست مى‏کنند.

سیدبن طاووس در ضمن اعمال روز عید از امام باقر علیه السلام نقل مى‏کند:هنگامى که از منزل خارج شده و به سوى نماز عید مى‏روى دعاى "اللّهم منتهیّأ" را مى‏خوانى و هنگامى که به نام مبارک حضرت صاحب الزمان(عج) رسیدىبا آرزوى تحقق وعده الهى و استقرار حکومت عدل مهدوى (عج) مى‏گویى: «اللّهمافتح لنا فتحاً یسیراً وانصره نصراً عزیزاً ... اللّهم انّا نرغب الیک فىدولةٍ کریمةٍ تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّلّ بها النّفاق و اهله ...(8)؛ خداوندا براى ما فتح آسان عنایت فرما و آن حضرت را با نصرتى عزتبخش یارىنما، پروردگارا! ما خواهان ایجاد دولت کریمه‏اى هستیم که با آن به اسلام ومسلمانان عزت بخشیده و جبهه نفاق و اهلش را به خاک مذلّت بنشانى ... .

عید فطر

 

درسى از امام صادق علیه السلام

ازآموزنده‏ترین فرازهاى زندگى امام صادق علیه السلام حادثه‏اى شنیدنى است کهدر عید فطر اتّفاق افتاد ماجرا از این قرار بود که ابوالعباس سفاح، اولینخلیفه عباسى در هنگام خلافت خویش در بغداد، روزى امام صادق علیه السلام رابه مرکز خلافت خود احضار کرد. او به دنبال فرصتى مى‏گشت تا آن

حضرترا به شهادت برساند تا این که وى آخرین روز ماه مبارک رمضان را عید فطراعلام کرد. آن روز هنگامى که حضرت صادق علیه السلام در منطقه حیره بر اووارد شد خلیفه از او پرسید: اى اباعبدالله! نظر تو راجع به روزه امروزچیست؟ امام صادق با بهره‏گیرى از آیه تقیه که مى‏فرماید: «لا یتّخذالمؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فىشى‏ءٍ الّا ان تتّقوا منهم تقیهً و یحذّرکم الله نفسه و الى اللهالمصیر(9) ؛ افراد با ایمان نباید به جاى مؤمنان، کافران را به دوستىبگیرند و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‏اى با خدا ندارد مگر این که از آنانبه نوعى تقیه کنید و خداوند شما را از عقوبت خود برحذر مى‏دارد و بازگشتهمه به سوى خداست. و با پیروى از اجداد طاهرین خویش تقیه نموده، و به سفاحفرمود: این مربوط به پیشواى مردم است، تو اگر روزه بگیرى، من هم روزهمى‏گیرم و اگر افطار کنى من هم افطار خواهم کرد. در این هنگام سفاح بهغلام خود دستور داد تا سفره غذا را بچیند و امام صادق علیه السلام بههمراه او غذا خورده و روزه‏اش را شکست با این که مطمئنّاً مى‏دانست آن روزاز ماه رمضان است و عید فطر نیست. آن حضرت در توضیح عمل خویش به یاراننزدیکش فرمود: «والله انّه یومٌ من شهر رمضان فکان افطارى یوماً و قضاؤهایسر علىّ من ان یضرب عنقى ولا یعبدالله (10) ؛ به خدا سوگند آن روز ازماه رمضان بود و یک روز شکستن روزه ماه رمضان (به خاطر تقیه و حفظ دین) واداى قضاى آن براى من آسان تر از این است که کشته شوم و خدا عبادت نشود.»

حضرتصادق علیه السلام با این تدبیر الهى توطئه خلیفه ستمگر را خنثى نموده و بهشیعیان درسى دیگر آموخت. آن حضرت در این روایت ضمن تأکید بر اصل قرآنىتقیه، به فلسفه آن نیز اشاره مى‏فرماید که تقیه براى حفظ دین است نه براىحفظ زندگى افراد.

و اضافه مى‏کند که اگر من به خاطر حادثه‏اى کوچککشته شوم دین الهى از میان رفته و عبادت و اطاعت از خداوند متعال بهفراموشى سپرده خواهد شد.

 


پى‏نوشت‏ها:

1. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 516.

2. نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 193.

3. فرازى از دعاى عرفه.

4. صحیفه امام، ج 18، ص 395.

5. وسائل الشیعه، ج 7، ص 681.

6. تهذیب الاحکام، ج 3، ص 289.

7. المراقبات، ص 343.

8. اقبال الاعمال، ج 1، ص 476.

9. سوره آل عمران، آیه 28.

10. الکافى، ج 4، ص 82.

 

منبع: سایت تبیان

مطالب بیشتر

 نظرات شما



نام    
پست الكترونيكي:    
نظر:  
 
 
 
 
   
دریافت اطلاعات...
مقالات
دریافت اطلاعات...