مجید لشکری - کشتی عمر فاطمه پهلو گرفته است
جمعه 03 ارديبهشت 1389      14573بازديد


شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است

شب با سکوت بغض علی خو گرفته است

 

آتـش گـرفت جـان علی با شرار آه

وقتی که از ولی خدا رو گرفته است

 

در دست ناتوان خودش بعد ماجرا

این بار چندم است که جارو گرفته است

 

قلب تمام ارض و سماوات و عرش و فرش

یک جـا بـرای غـربـت بـانو گـرفته است

 

حـتی وجـود میخ و در و تـازیـانـه ها

عطر و مشام از گل شب بو گرفته است

 

بـا ازدحـام مـوج مخـالف بیـا ببین

کشتی عمر فاطمه پهلو گرفته است

***

مردی که بدر و خیبر و خندق حماسه ساخت

سـر در بغــل گـرفتــه و زانــو گـرفـته است

مجید لشکری

مطالب بیشتر


 نظرات شما



FARZAD  
AAAAAALI BUD یک شنبه 26 ارديبهشت 1389
جوادربیعی  
اجرتون بافاطمه زهرا شنبه 17 ارديبهشت 1390
فاطمه  
خیرببینی مادر!ایام فاطمیه نزدیکه بازم از این کارا کن. می مونی ... سه شنبه 23 اسفند 1390
فرانک  
احسنت به بیت یکی مونده به اخر .................... کشتی عمر فاطمه پهلو گرفته است سه شنبه 15 فروردين 1391
باران  
تکان دهنده بود سه شنبه 05 ارديبهشت 1391
زهرا سادات  
هجده بیت نذر مادر هجده ساله
و شاید زبان حال خانم حضرت زینب(س) با مادرش…





رفتی و خاطره ها پنجره را وا کردند

هی نشستند و فقط گریه تماشا کردند

صورت مرد در این هیمنه دیدن دارد

گونه وقتی بشود آینه دیدن دارد

گونه اش آینه بندان به نظر می آید

چقدر عشق به چشمان پدر می آید

اشک و لبخند علی ، آه عجب تلفیقی

نیست برّنده تر از تیغ سکوتش تیغی

بوی بدر و احد و خیبر و خندق دارد

ذولفقاری که اگر دق بکند حقّ دارد

قسمت این بود که من همدم بابا باشم

بعد از این مثل خودت ام ابیها باشم

بعد از این داغ که آتش به همه عالم زد

من خودم شانه به موهای خودم خواهم زد

رفتی و مبدأ غم را به دلم آوردی

با همه کودکیم خوب بزرگم کردی

میروم در دل آتش ، به خدا باکی نیست

راستی مادر من ، چادر من خاکی نیست!!!

آتش از داغ غمت سوخته ، بی تاب شده

از خجالت زده گی خاک رهت آب شده

آب گفتم چقدر حرف به ذهنم آمد

یک کفن باز از این چند کفن کم آمد

غم نباید به گل فاطمه غالب بشود

مانده تا زینب تو ام مصائب بشود

داغ محسن چقدر زود زمین گیرت کرد

پیش از آنی که خودت پیر شوی پیرت کرد

جای آن لاله خدا یاس به ما خواهد داد

محسنت رفته و عباس به ما خواهد داد

آه... افتاده کنون بند به دستان پدر

بعد از این حادثه سوگند به دستان پدر

که منم شیرترین دختر این خطّه ، منم

دختر شیر خدا هستم و خود شیر زنم

با همه دختری ام مرد تر از مردانم

تا ابد پای حسین ابن علی میمانم

شهر در سیطره ی شوم شبی تاریک است

باید آماده شوم روز دهم نزدیک است...

شاعر : محسن کاویانی

سه شنبه 06 فروردين 1392
مهرشاد  
مصرعی که حرف از جارو داشت بسیار زیبا بود دم شما گرم یاعلی
چهارشنبه 14 اسفند 1392
میلاد محمدی  
بسیار عالی

اجر شما با بانوی هر دو عالم ممنون
شنبه 09 اسفند 1393
زهرا  
ای جانم زینب ِ فاطمه .قربون شما برم که آینه ی زهرایید یک شنبه 10 اسفند 1393
نام    
پست الكترونيكي:    
نظر:  
 
 
 
 
   
دریافت اطلاعات...
مقالات
دریافت اطلاعات...