شیخ مفید در الإرشاد گزارش میکند که وقتی ابن زیاد فرمان کشتن امام سجاد (علیهالسلام) را داد، حضرت زینب کبری (سلامالله علیها) ایشان را در آغوش گرفتند و جدایی از ایشان را نپذیرفتند. در این صحنه، شجاعت صورت روشنی دارد: بانویی که خود در اسارت است، با حضور و کلامش از جان دیگری دفاع میکند. جمله «از خون ما بس است» هم یادآور کشتارِ پیشین است و هم مرزی در برابر ادامه آن میگذارد. وفاداری به خاندان در چنین لحظهای، به پذیرفتنِ هزینه حمایت از امام تبدیل میشود. [۷]
فراز روایتشده
يا ابن زياد، حسبك من دمائنا. … والله لا أفارقه، فإن قتلته فاقتلني معه.
ترجمه
ای ابن زیاد، از خون ما بس است. … به خدا سوگند از او جدا نمیشوم؛ اگر او را بکشی، مرا نیز همراه او بکش. [۷]
گزارش دیگری در کمال الدین، از گفتوگوی احمد بن ابراهیم با حضرت حکیمه خاتون (سلامالله علیها)، بُعدی دیگر از این پاسداری را نشان میدهد. در آن آمده است که امام حسین (علیهالسلام) «در ظاهر» به خواهرشان حضرت زینب کبری (سلامالله علیها) وصیت کردند و دانشی که از امام سجاد (علیهالسلام) صادر میشد، برای پوشیدهماندن ایشان، به حضرت زینب کبری (سلامالله علیها) نسبت داده میشد. قید «در ظاهر» معنای گزارش را روشن نگه میدارد: مسئولیتی برای حفظ امام و رساندن دانش ایشان در شرایط خطر. در این روایت، سرچشمه علم همچنان امام سجاد (علیهالسلام) است و حضرت زینب کبری (سلامالله علیها) در پاسداری از این امانت نقش دارند. [۸][۹]
دفاع از جان امام: الإرشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۱۱۶–۱۱۷. میان دو جمله نقلشده، گزارشِ در آغوش گرفتن امام آمده و با سهنقطه مشخص شده است. گزارش وصایتِ ظاهری: کمال الدین وتمام النعمة، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۵۰۱، روایت ۲۷؛ شماره جلدِ نسخه بررسیشده ۲ است. [۷][۸][۹]