وقتی حدیثی در کتابی نقل میشود، نام راویان آن فقط آرایهای در کنار متن نیست. زنجیره نقل راهی برای پرسیدن از پیوند هر ناقل با راوی پیشین و سنجیدن اعتمادپذیری گزارش است. علم رجال به بررسی زندگی و وضعیت ناقلان میپردازد و به پژوهشگر کمک میکند بداند چه کسی در مسیر نقل قرار دارد و منابع درباره او چه گفتهاند. (Mansour Leghaei، علوم حدیث، نشست دهم)[۱]
این کار بخشی از مطالعه حدیث است، نه تمام آن. درایة الحدیث علاوه بر نام راویان، صورت انتقال روایت، امکان پیوند راویان، دلالت واژهها و نسبت متن با قرائن زبانی و تاریخی را بررسی میکند. بنابراین نتیجه پژوهش از کنار هم گذاشتن دادههای سند و متن به دست میآید؛ صرف دیدن نام یک کتاب یا نقل شدن روایت در آن، جای این بررسی را نمیگیرد. (مصطفی اولیایی، «تحول علم حدیث»، بخش دوم)[۲]
حتی درباره اینکه داشتن کتاب یا «اصل» بهتنهایی نشان اعتمادپذیری راوی است، میان دانشوران رجالی دیدگاههای متفاوتی گزارش شده است. گروهی آن را قرینه مدح میدانند و گروهی یادآوری میکنند که نویسنده بودن، بهتنهایی وثاقت شخص را ثابت نمیکند. این اختلاف نشان میدهد که اصطلاحات رجالی باید در بافت خود و همراه با شواهد دیگر خوانده شوند. (گنجینه پاسخها، «وثاقت راوی با داشتن کتاب، اصل و تصنیف»)[۳]
برای خواننده امروز، یک مسیر ساده این است: نخست متن و مأخذ دقیق روایت را پیدا کند؛ سپس پیوستگی سند و گزارشهای رجالی درباره ناقلان را بسنجد؛ و در ادامه، مضمون روایت را با شواهد همموضوع و قرائن معتبر مقایسه کند. داوری نهایی درباره اعتبار روایت کار متخصصان این دانش است، اما شناخت این مراحل کمک میکند میان نقل یک خبر و اثبات آن تفاوت بگذاریم.
تصویر جلد: چاپی از «رجال النجاشی»، تصویر کتاب از کتابخانه رافد. نام عکاس و مجوز بازنشر در صفحه منبع ذکر نشده است.
منابع
- Mansour Leghaei، Sciences of Hadith، نشست دهم: علم رجال. نسخه برخط: معرفی علم رجال.
- مصطفی اولیایی، Outlines of the Development of the Science of Hadith، بخش دوم. نسخه برخط: تاریخ درایه و رجال.
- گنجینه پاسخها، «آیا داشتن کتاب، اصل و تصنیف دلالت بر مدح و توثیق راوی حدیث میکند؟». نسخه برخط: بحث وثاقت راوی و کتاب.