«إنا لله و إنا الیه راجعون» فقط یک تعارف نیست؛ استرجاع در روایات اهل‌بیت

«إنا لله و إنا الیه راجعون» را همه بلدیم. در مجلس ختم می‌شنویمش، روی اعلامیه‌ها می‌خوانیمش و گاهی وقتی خبر بدی می‌رسد بی‌اختیار بر زبانمان می‌آید. اما این جمله که فقیهان و مفسران به آن «استرجاع» می‌گویند، در قرآن یک تعارف نیست؛ پاسخی است که خدا برای لحظه مصیبت پیشنهاد کرده. در این نوشته با کمک روایات صفحه آیه ۱۵۶ سوره بقره در پایگاه الوحی سراغ معنای این جمله رفته‌ایم.

آزمونی که از آن گریزی نیست

آیه استرجاع را باید با آیه قبلش خواند. خدا نخست با تأکید می‌گوید همه را آزمایش خواهد کرد:

وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَىْءٍۢ مِّنَ ٱلْخَوْفِ وَٱلْجُوعِ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِ ۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِینَ
«و قطعاً شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش مال‌ها و جان‌ها و محصولات می‌آزماییم؛ و به شکیبایان مژده بده.» (بقره، ۱۵۵)

در روایات ذیل آیه ۱۵۵ در الوحی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که سخت‌ترین گرفتاری‌ها نصیب پیامبران می‌شود، سپس اوصیا و بعد کسانی که به آنان شبیه‌ترند. یعنی بلا نشانه دوری از خدا نیست. کسی که فکر می‌کند ایمان باید او را از هر سختی مصون نگه دارد، با این آیه غافلگیر می‌شود.

صابران چه می‌گویند؟

ٱلَّذِینَ إِذَآ أَصَٰبَتْهُم مُّصِیبَةٌۭ قَالُوٓا۟ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَیْهِ رَٰجِعُونَ
«همان کسانی که چون مصیبتی به آنان رسد، می‌گویند: ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم.» (بقره، ۱۵۶)

جالب است که قرآن صابران را با یک جمله معرفی می‌کند، نه با یک حالت. صبر در اینجا یعنی اینکه آدم در لحظه ضربه، بداند کجا ایستاده است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) همین را در جواب اشعث بن قیس گفت؛ وقتی اشعث استرجاع را بر زبان آورد، امام پرسید آیا معنایش را می‌دانی؟ و بعد خودش توضیح داد:

أَمَّا قَوْلُکَ إِنَّا لِلَّهِ فَإِقْرَارٌ مِنْکَ بِالْمُلْکِ وَأَمَّا قَوْلُکَ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ فَإِقْرَارٌ مِنْکَ بِالْهَلَاکِ
«اینکه می‌گویی ما از آنِ خداییم، اقراری است به اینکه او مالک ماست، و اینکه می‌گویی به سوی او بازمی‌گردیم، اقراری است به اینکه ما ماندنی نیستیم.» (نهج‌البلاغه، حکمت ۹۹)

این دو اقرار، هر کدام یک بار را از دوش آدم برمی‌دارد. اگر آنچه از دست رفته از اول مال من نبوده، پس چیزی از من «دزدیده» نشده؛ امانتی بوده که صاحبش پس گرفته. و اگر خودم هم رفتنی‌ام، فراق همیشگی نیست؛ مقصد یکی است.

استرجاع، حتی سال‌ها بعد

یکی از زیباترین روایات این صفحه به لحظه‌هایی مربوط است که سال‌ها از مصیبت گذشته و ناگهان یادش دل را می‌گیرد؛ عکسی قدیمی، صدایی آشنا یا سالگردی که از راه می‌رسد. امام باقر (علیه‌السلام) فرموده است:

مَا مِنْ عَبْدٍ یُصَابُ بِمُصِیبَةٍ فَیَسْتَرْجِعُ عِنْدَ ذِکْرِهِ الْمُصِیبَةَ وَیَصْبِرُ حِینَ تَفْجَأُهُ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ
«هیچ بنده‌ای نیست که مصیبتی به او برسد و هنگام یادآوری آن استرجاع کند و در لحظه‌ای که ناگهان بر او فرود می‌آید صبر کند، مگر آنکه خدا گناهان گذشته‌اش را بیامرزد.» (الکافی، ج۳، ص۲۲۴)

یعنی استرجاع فقط برای روز اول نیست. هر بار که داغ کهنه سر باز می‌کند، دوباره می‌شود همان جمله را گفت و دوباره همان پاداش را گرفت. این نگاه، سوگ را از یک زخم بی‌حاصل به یک رابطه زنده با خدا تبدیل می‌کند.

نمایی از قبرستان بقیع در مدینه
نمایی از قبرستان بقیع در مدینه. عکس: Kerina yin، ویکی‌مدیا کامنز، CC0

اندوه یعقوب و جمله‌ای که نداشت

در همان صفحه روایتی هست که شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد. از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدند اندوه حضرت یعقوب (علیه‌السلام) در فراق یوسف چقدر بود. فرمود:

حُزْنَ سَبْعِینَ ثَکْلَى بِأَوْلَادِهَا وَقَالَ إِنَّ یَعْقُوبَ لَمْ یَعْرِفِ الِاسْتِرْجَاعَ فَمِنْهَا قَالَ وَا أَسَفَاهْ عَلَى یُوسُفَ
«به اندازه اندوه هفتاد مادر داغدار. و فرمود: یعقوب استرجاع را نمی‌شناخت؛ از همین رو می‌گفت: وای از اندوه یوسف.» (بحارالأنوار، ج۱۲، ص۲۴۲)

این روایت را معمولاً این‌طور فهمیده‌اند که استرجاع هدیه‌ای ویژه برای امت پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. پیامبری بزرگ مثل یعقوب، با همه صبرش، این کلید را در دست نداشت و ما داریم. این خودش دلیلی است که آن را جدی‌تر بگیریم.

پاداش: صلوات، رحمت و هدایت

آیه بعد پاداش این گروه را این‌طور بیان می‌کند:

أُو۟لَٰٓئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَٰتٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌۭ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِکَ هُمُ ٱلْمُهْتَدُونَ
«بر ایشان درودها و رحمتی از پروردگارشان است و ایشان همان راه‌یافتگان‌اند.» (بقره، ۱۵۷)

در مدخل صبر در ویکی‌شیعه آمده که صبر در فرهنگ دینی سه گونه دارد: صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت و صبر از گناه. استرجاع زبانِ نوع اول است. کسی که در لحظه مصیبت این جمله را از ته دل می‌گوید، هنوز ممکن است اشک بریزد و دلش بشکند؛ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم در سوگ فرزندش گریست. فرق او با بی‌تاب این است که گریه‌اش او را از خدا دور نمی‌کند.

دفعه بعد که این جمله را در مجلسی شنیدیم یا خودمان گفتیم، شاید بد نباشد لحظه‌ای مکث کنیم و به آن دو اقرار فکر کنیم: از آنِ اوییم، و به سوی او بازمی‌گردیم.

منابع

گفت‌وگوی خوانندگان

نظرات شما

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند

نوشتن دیدگاه

نام کنار دیدگاه می‌آید؛ رایانامه فقط برای ارتباط است و منتشر نمی‌شود.

هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.