کتابهای منسوب به امام رضا (علیه‌السلام)


جمعه 16 مهر 1389      5633 بازدید
کتابهای منسوب به امام رضا(ع)

1-صدوق در عیون اخبارالرضا (علیه‌السلام) رساله‏ اى از آن حضرت نقل کرده که در جوابمحمد بن سنان قمى در علل احکام نوشته است و در آن پنجاه و پنج علت از عللشرایع رقم رفته و در باب 32 عیون اخبارالرضا: ج 2 ص 88 - 98 منقول است .

2-کتاب علل فضل بن شاذان که همه را از امام رضا (علیه‌السلام) شنیده و جمع کرده و ازآن حضرت به على بن محمد بن قتیبه نیشابورى نقل مى‏کند، عیون اخبار الرضا:ج 2 ص 99 - 121 علل و حکمتهاى احکام دینى در آن بیان گردیده است.

3-رساله‏اى که آن حضرت براى مأمون عباسى در محض اسلام و شرایع دین مرقومفرموده و صدوق علیه الرحمة آن را در عیون اخبار الرضا: باب 35 ج 2 ص 121 -127 آورده است .

4- رساله‏اى که باز براى مأمون عباسى درباره شریعتنوشت، حسن بن شعبه در تحف العقول نقل کرده: مأمون، فضل بن سهل را محضرامام رضا صلوات الله علیه فرستاد و پیغام داد که دوست دارم براى من ازحلال و حرام و واجبات و سُنن بنویسى که تو حجت خدا بر خلق و معدن علمهستى، امام (علیه‌السلام) دوات و کاغذ خواست و نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم... آنگاه‏ابن‏شعبه‏این‏رساله‏رابتفصیل‏نقل‏مى‏کند، تحف العقول: ص 415 - 423 روایات امام رضا (علیه‌السلام) .

5-رساله ذهبیه، رساله‏اى بود که امام (علیه‌السلام) درباره طب و بهداشت و صحت بدن توسطاغذیه براى مأمون عباسى نوشت و چون مأمون دستور داد آن را با آب طلانوشتند، به رساله ذهبیه معروف گردید، شیخ طوسى در فهرست در ترجمه محمد بنحسن بن جمهور بصرى از آن یاد کرده و فرماید: «وله الرسالة الذهبیة عنالرضا (علیه‌السلام)»، علامه مجلسى رضوان الله علیه همه آن رساله را در بحار: ج 59 ص306 - 356 در پنجاه صفحه نقل کرده و در آخر فرموده: ابومحمد حسن قمى گوید:چون این رساله به دست مامون رسید، آنرا خواند و شاد شد و گفت: با آب طلانوشته شود و رساله مذهبیه مسمى گردد.

نگارنده گوید: رساله ذهبیه و مذهبیه نامیده شده است، براى مزید اطلاع به مستدرک الوسائل: ج 3 ص 335 رجوع شود.

6-کتاب فقه الرضا، و آن کتابى است در ابواب فقه، این کتاب تا زمان مجلسى اولمشهور نبود و از زمان وى معروف گردید، علتش آن بود که، جماعتى از اهل قمنسخه آن کتاب را به مکه آوردند، قاضى امیر سید حسین اصفهانى آن را دید ویقین کرد که آن تألیف حضرت رضا صلوات الله علیه است، سید آنرا استنساخ کردو با خود به اصفهان آرد و به مجلسى اول نشان داد، او و فرزندش مجلسى دومیقین کردند که آن از حضرت رضا صلوات الله علیه است .

منبع:

خاندان وحى، سید على اکبر قریشى، ص 570 - 604

همین پرونده

دیگر مطالب این ویژه‌نامه

گفت‌وگوی خوانندگان

نظرات شما

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند

نوشتن دیدگاه

نام کنار دیدگاه می‌آید؛ رایانامه فقط برای ارتباط است و منتشر نمی‌شود.

هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.