ماجرای دیدار ابن مهزیار اهوازی با امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) در دوران غیبت صغری، بیش از هر چیز به خاطر جملهای کوتاه شناخته میشود که حضرت در آغاز دیدار فرمودند. این جمله را «سه توصیه امام زمان به علی بن مهزیار» مینامند، هرچند در اصل گلایهای است که سه رفتار ناپسند را نام میبرد. در این نوشتار متن عربی آن را از منبع اصلی میآوریم، ترجمه و شرح میکنیم و نسخههای ماجرا را مقایسه میکنیم.
خلاصه داستان علی بن مهزیار
بنا بر گزارش «دلائل الامامة»، علی بن ابراهیم بن مهزیار در یکی از سفرهای حج، چند روز در مدینه به دنبال خبری از فرزند امام حسن عسکری (علیهالسلام) گشت و چیزی نیافت. در مکه، پس از حج و عمره، مردی خوشقامت کنار کعبه به سراغش آمد، از اهواز و آشنایانش پرسید و انگشتری را دید که نشانهٔ میان او و امام عسکری (علیهالسلام) بود. شبهنگام او را از درهها و گردنهها گذراند از نزدیکی طائف گذشتند و در درهای بزرگ به خیمهای مویین و نورانی رسیدند. آنجا ابن مهزیار به محضر امام (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) رسید و حضرت پس از پرسش از دیر آمدنش، همان گلایهٔ سهگانه را فرمودند. روایت مفصل را در داستان کامل تشرف علی بن مهزیار بخوانید.
علی بن مهزیار که بود
نام «علی بن مهزیار» در منابع بر دو نفر به کار رفته است. نخست، علی بن مهزیار اهوازی با کنیهٔ ابوالحسن و اصالتی از دورق خوزستان. نجاشی مینویسد پدرش مسیحی بود و اسلام آورد؛ علی از امام رضا و امام جواد (علیهماالسلام) روایت کرد، از یاران ویژهٔ امام جواد (علیهالسلام) بود، از سوی ایشان و امام هادی (علیهالسلام) وکالت داشت و «ثقة فی روایته لا یطعن علیه» بود (رجال النجاشی، ص ۲۵۳، ش ۶۶۴؛ نیز ویکیشیعه).
دوم، برادرزادهٔ او علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی، صاحب اصلی این تشرف. نام او در سند «الغیبة» شیخ طوسی و «دلائل الامامة» به همین صورت آمده و ویکیشیعه او را «معروف به علی بن مهزیار» میداند. محقق «کمال الدین» در پاورقی یادآور شده که نسخهها در نام راوی اختلاف دارند، این نام در کتابهای رجال نیامده و علی بن مهزیارِ عمو ظاهراً در روزگار امام عسکری (علیهالسلام) درگذشته است (کمال الدین، ج ۲، ص ۴۶۵).
متن عربی سه توصیه امام زمان به علی بن مهزیار
این سه گلایه در «دلائل الامامة» اثر ابوجعفر محمد بن جریر طبری (طبری صغیر) آمده است. راوی پس از ورود به خیمه نقل میکند:
فَقَالَ لِی: یَا أَبَا الْحَسَنِ، قَدْ کُنَّا نَتَوَقَّعُکَ لَیْلًا وَ نَهَاراً، فَمَا الَّذِی أَبْطَأَ بِکَ عَلَیْنَا؟ قُلْتُ: یَا سَیِّدِی، لَمْ أَجِدْ مَنْ یَدُلُّنِی إِلَى الْآنَ. قَالَ لِی: لَمْ نَجِدْ أَحَداً یَدْلُّکَ؟ ثُمَّ نَکَثَ بِإِصْبَعِهِ فِی الْأَرْضِ، ثُمَّ قَالَ: لَا وَ لَکِنَّکُمْ کَثَّرْتُمُ الْأَمْوَالَ، وَ تَجَبَّرْتُمْ عَلَى ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ قَطَعْتُمُ الرَّحِمَ الَّذِی بَیْنَکُمْ، فَأَیُّ عُذْرٍ لَکُمْ الْآنَ؟ فَقُلْتُ: التَّوْبَةَ التَّوْبَةَ، الْإِقَالَةَ الْإِقَالَةَ. ثُمَّ قَالَ: یَا ابْنَ الْمَهْزِیَارِ، لَوْ لَا اسْتِغْفَارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْهَا إِلَّا خَوَاصَّ الشِّیعَةِ الَّذِینَ تُشْبِهُ أَقْوَالُهُمْ أَفْعَالَهُمْ.
فرمود: ای اباالحسن، ما شب و روز چشمبهراهت بودیم؛ چه چیز آمدنت را نزد ما به تأخیر انداخت؟ گفتم: سرورم، تا امروز کسی را نیافتم که راهنماییام کند. فرمود: کسی را نیافتی که راه را نشانت دهد؟ آنگاه با انگشت بر زمین نقش زد و فرمود: نه؛ بلکه شما مالها را روی هم انباشتید، بر مؤمنان ناتوان سخت گرفتید و پیوند خویشاوندی میان خود را گسستید؛ اکنون چه عذری برایتان مانده است؟ عرض کردم: توبه میکنم، توبه؛ از خطایم درگذرید، درگذرید! فرمود: ای پسر مهزیار، اگر آمرزشخواهی برخی از شما برای برخی دیگر نبود، هر که بر روی زمین است هلاک میشد، مگر شیعیان خاصی که گفتارشان به کردارشان میماند.
منبع: طبری، دلائل الامامة، چاپ مؤسسة البعثة، ج ۱، ح ۵۲۲/۱۲۶، ص ۵۴۱ و ص ۵۴۲؛ همین متن در مدینة المعاجز سید هاشم بحرانی، ج ۸، ص ۱۱۸ به نقل از دلائل الامامة آمده است.
شرح سه توصیه
حضرت عذر «راهنما نیافتم» را نمیپذیرند و علت را در سه رفتار شیعیان میدانند: رفتار با مال، با مؤمنان ناتوان و با خویشاوندان.
۱. انباشتن مال
تعبیر «کَثَّرْتُمُ الْأَمْوَالَ» بر افزودن پیاپی و گردآوردن دارایی دلالت دارد. نکوهش متوجه داشتن مال نیست، بلکه متوجه دلبستن به افزودن آن است؛ همان دلبستگیای که انسان را از توجه به امام زمانش باز میدارد.
۲. سختگیری بر مؤمنان نیازمند
«تَجَبَّرْتُمْ عَلَى ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِینَ» یعنی با مؤمنانِ تهیدست و کمتوان از موضع برتری و زورگویی رفتار کردید. این گلایه، جملهٔ نخست را کامل میکند: مالی که باید گرهی از کار نیازمندان بگشاید، گاه خود مایهٔ فخرفروشی و سختگیری بر آنان میشود.
۳. بریدن پیوند خویشاوندی
جملهٔ سوم، «قَطَعْتُمُ الرَّحِمَ الَّذِی بَیْنَکُمْ»، از گسستن پیوند خویشاوندی سخن میگوید. پس از این سه جمله، حضرت از آمرزشخواهی مؤمنان برای یکدیگر و از «خواص شیعه» یاد میکنند که گفتارشان با کردارشان یکی است؛ گویی معیار رهایی از آن سه آفت، همین هماهنگی گفتار و رفتار است.
این عتاب در کدام منابع آمده است
ماجرای ابن مهزیار در چند کتاب کهن با سندها و جزئیات متفاوت آمده، اما همه این سه گلایه را ندارند:
- دلائل الامامة طبری: راوی «علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی» است و سه گلایه با همان متن بالا آمده است (ص ۵۳۹ تا ص ۵۴۲).
- الغیبة شیخ طوسی (ح ۲۲۸): راوی همان «علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی» است، اما حضرت پس از سلام از حال مردم عراق میپرسند و این سه جمله نیامده است (ص ۲۶۳ تا ص ۲۶۶). علامه مجلسی نیز نقل دلائل را مفصلتر دانسته است (بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۲).
- کمال الدین شیخ صدوق: در حدیث ۲۲ راوی «علی بن ابراهیم بن مهزیار» است (در برخی نسخهها «علی بن مهزیار») و در حدیث ۱۹ ماجرایی مشابه از «ابراهیم بن مهزیار» نقل شده است؛ در هیچیک از این دو نقل، سه گلایه نیامده است (ج ۲، ص ۴۶۷ و ص ۴۴۵).
بنابراین لفظ این سه گلایه را باید از دلائل الامامة و کتابهایی که از آن نقل کردهاند گرفت.
منابع