بیشتر ما تجربه کردهایم که پرسش سوم و چهارم کسی، حتی اگر مؤدبانه باشد، حوصلهمان را سر ببرد. پدر و مادری که برای چندمین بار به «چرا»ی کودکشان جواب میدهند یا معلمی که یک نکته را بارها توضیح میدهد، این خستگی را خوب میشناسند. روایتی کوتاه از خانه حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) نگاه دیگری به این لحظهها پیشنهاد میکند؛ نگاهی که پاسخ دادن به پرسش را نه زحمت، که فرصت میداند.
زنی با ده پرسش
علامه مجلسی در جلد دوم «بحار الانوار»، در باب فضیلت عالمان و آموزش دادن، این ماجرا را آورده است:
حضرت امرأة عند الصدیقة فاطمة الزهراء فقالت: إن لی والدة ضعیفة وقد لبس علیها فی أمر صلاتها شئ، وقد بعثتنی إلیک أسألک
«زنی نزد صدیقه، فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) آمد و گفت: مادری ناتوان دارم که در کار نمازش مسئلهای برایش مبهم شده و مرا فرستاده تا از شما بپرسم.» (بحار الانوار، ج۲، ص۳)
حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) پاسخ داد. زن پرسش دوم را مطرح کرد و پاسخ گرفت، سپس سومی را، و همینطور تا پرسش دهم. آنوقت از زیادی پرسشهایش شرمنده شد و گفت:
لا أشق علیک یا ابنة رسول الله، قالت فاطمة: هاتی وسلی عما بدا لک
«ای دختر پیامبر خدا، بیش از این به زحمتتان نمیاندازم. فاطمه فرمود: بیاور و هر چه به ذهنت میرسد بپرس.» (بحار الانوار، ج۲، ص۳)
سپس برای آنکه نگرانی زن را برطرف کند، مثالی زد: اگر کسی را یک روزه اجیر کنند تا باری سنگین را به بام ببرد و مزدش صد هزار دینار باشد، آیا این کار بر او سنگین است؟ زن گفت: نه. فرمود: من برای هر مسئله به مزدی بیش از آنکه میان زمین تا عرش را پر از مروارید کند اجیر شدهام؛ پس سزاوارتر است که بر من سنگین نباشد.
پاداشی که سنگینی را سبک میکند
حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) سپس سخنی از پدرش نقل کرد:
إن علماء شیعتنا یحشرون فیخلع علیهم من خلع الکرامات على قدر کثرة علومهم وجدهم فی إرشاد عباد الله
«عالمان شیعه ما در قیامت محشور میشوند و به اندازه فراوانی دانششان و کوشششان در راهنمایی بندگان خدا، جامههای کرامت بر آنان پوشانده میشود.» (بحار الانوار، ج۲، ص۳)
در ادامه همین روایت، کسانی که از سرچشمه دانش دورافتادهاند به یتیمانی تشبیه شدهاند که آموزگار سرپرستیشان را بر عهده میگیرد. مجلسی این روایت را از تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (علیهالسلام) نقل کرده است؛ کتابی که درباره سند و اعتبارش میان عالمان شیعه دیدگاههای گوناگونی هست و مدخل تفسیر امام حسن عسکری در ویکیشیعه این دیدگاهها را گزارش کرده است. اما پیام اصلی آن، یعنی ارزش آموزش و پاداش آموزگار، در روایات معتبر دیگر هم آمده است. شیخ کلینی در «الکافی» از ابوبصیر نقل کرده که امام صادق (علیهالسلام) فرمود:
مَنْ عَلَّمَ خَیْراً فَلَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ
«هر کس کار خیری را به دیگری بیاموزد، پاداشی همانند پاداش کسی دارد که به آن عمل میکند.» (الکافی، ج۱، ص۳۵)
ابوبصیر پرسید: اگر آن شخص هم به دیگری بیاموزد چه؟ امام فرمود: اگر به همه مردم هم بیاموزد، این پاداش برای اولی جاری است؛ حتی اگر از دنیا رفته باشد. قرآن هم دانایان را با دیگران برابر نمیداند:
أَمَّنْ هُوَ قَٰنِتٌ ءَانَآءَ ٱلَّیْلِ سَاجِدًا وَقَآئِمًا یَحْذَرُ ٱلْـَٔاخِرَةَ وَیَرْجُوا۟ رَحْمَةَ رَبِّهِۦ قُلْ هَلْ یَسْتَوِى ٱلَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَٱلَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ
«آیا کسی که در ساعتهای شب در سجده و قیام به عبادت مشغول است، از آخرت میترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد [مانند دیگران است]؟ بگو: آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟ تنها خردمندان پند میگیرند.» (زمر، ۹)
متن آیه با نسخه تنزیل از قرآن کریم تطبیق داده شده است.
محفل قرائت قرآن بانوان و دختران در حرم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) در قم. عکس: Mostafameraji، ویکیمدیا کامنز، CC BY-SA 4.0سه درس برای امروز
نخست، حوصله در برابر پرسش. پرسشگر این روایت زنی بود که از طرف مادر ناتوانش آمده بود و حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) نه تنها او را خستهکننده ندانست، بلکه خودش او را به ادامه پرسیدن تشویق کرد. والدینی که به پرسشهای پیاپی فرزندشان گوش میدهند، همین راه را میروند.
دوم، مهربانی با شرمندگی دیگران. حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) زن را به خاطر شرمش سرزنش نکرد؛ با مثالی ساده نشان داد که پرسیدن او باری بر دوش کسی نیست. معلمی که دانشآموز خجالتی را با جملهای آرام به پرسیدن دعوت میکند، همین درس را تکرار میکند.
سوم، آموزش بهعنوان عبادت. وقتی آموزش دادن کاری برای خدا باشد، پاداشش از جنس دیگری است و خستگیاش هم معنای دیگری پیدا میکند. در ایام فاطمیه، شاید بهترین هدیه به حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) این باشد که به پرسش کسی، با حوصله و بیمنت پاسخ بدهیم.