خطبه حضرت زینب (سلام‌الله علیها) در شام؛ متن کامل، ترجمه و پیام ماندگار

خطبه حضرت زینب (سلام‌الله علیها) در شام؛ متن کامل، ترجمه و پیام ماندگار

خطبه حضرت زینب (سلام‌الله علیها) در شام، در برابر دستگاهی ایراد شد که می‌کوشید کربلا را پیروزی و خاندان پیامبر را بیگانه نشان دهد. این مقاله متن عربی و ترجمه کاملِ منتشرشده در ویکی‌شیعه را یکجا گرد آورده و زمینه، مضمون و منابع آن را توضیح می‌دهد.

متن و ترجمه پایه: ویکی‌شیعه. برای اختلاف نسخه‌ها، نقلِ این صفحه حفظ شده است.

زمینه تاریخی و جایگاه خطبه

بر اساس گزارش‌های گردآمده در منبع، پس از ورود اسیران کربلا به مجلس یزید و بی‌احترامی به سر مطهر امام حسین (علیه‌السلام)، حضرت زینب (سلام‌الله علیها) سخن گفت. محورهای خطبه عبارت‌اند از مقابله با تحریف، ردّ منطق پیروزی ظاهری، یادآوری حرمت خاندان پیامبر، و امید به ماندگاری پیام اهل‌بیت. در گزارش‌های تاریخی، اصل انتساب و جزئیات نقل در کتاب‌هایی چون الاحتجاج، مثیر الأحزان، اللهوف و بلاغات النساء آمده است؛ اختلاف نسخه‌ها باید در پژوهش تخصصی جداگانه سنجیده شود.

فراز 1

فَقَامَتْ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَتْ: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ صَدَقَ اللهُ سُبْحَانَهُ كَذَلِكَ يَقُولُ: ﴿ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ﴾ [الروم:۱۰]

زینب دختر علی‌بن‌ابی‌طالب (سلام‌الله علیها) برخاست و خدا را ستود و آیه‌ای از سوره روم را گواه گرفت: فرجام بدکاران آن است که آیات خدا را تکذیب و مسخره کنند.

فراز 2

أَ ظَنَنْتَ يَا يَزِيدُ حَيْثُ أَخَذْتَ عَلَيْنَا أَقْطَارَ الْأَرْضِ وَ آفَاقَ السَّمَاءِ فَأَصْبَحْنَا نُسَاقُ كَمَا تُسَاقُ الْأُسَرَاءُ أَنَّ بِنَا هَوَاناً عَلَيْهِ وَ بِكَ عَلَيْهِ كَرَامَةً وَ أَنَّ ذَلِكَ لِعِظَمِ خَطَرِكَ عِنْدَهُ فَشَمَخْتَ بِأَنْفِكَ وَ نَظَرْتَ فِي عِطْفِكَ جَذْلَانَ مَسْرُوراً حَيْثُ رَأَيْتَ الدُّنْيَا لَكَ مُسْتَوْثِقَةً وَ الْأُمُورَ مُتَّسِقَةً وَ حِينَ صَفَا لَكَ مُلْكُنَا وَ سُلْطَانُنَا

ای یزید، آیا گمان کرده‌ای چون زمین و آسمان را بر ما بستی و ما را مانند اسیران راندی، نزد خدا خوار و تو گرامی شده‌ای؟ این مهلت و پیروزی ظاهری، نشانه بزرگی تو نیست.

فراز 3

فَمَهْلًا مَهْلًا أَ نَسِيتَ قَوْلَ اللهِ تَعَالَى: وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ. [آل عمران:۱۷۸]

اندکی درنگ کن؛ آیا سخن خدا را فراموش کرده‌ای که به کافران مهلت می‌دهد تا بر گناهشان بیفزایند و عذابی خوارکننده در انتظارشان است؟

فراز 4

أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللهِ سَبَايَا قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ يَسْتَشْرِفُهُنَّ أَهْلُ الْمَنَاهِلِ وَ الْمَنَاقِلِ وَ يَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِيبُ وَ الْبَعِيدُ وَ الدَّنِيُّ وَ الشَّرِيفُ لَيْسَ مَعَهُنَّ مِنْ رِجَالِهِنَّ وَلِيٌّ وَ لَا مِنْ حُمَاتِهِنَّ حَمِيٌّ

آیا این عدالت است ای فرزند آزادشده‌ها که زنان و کنیزان تو در پس پرده باشند و دختران رسول‌الله اسیر؟ پرده‌های حرمتشان را دریدی، چهره‌هایشان را آشکار کردی و آنان را شهر به شهر گرداندی؛ بی‌آنکه از مردانشان سرپرست یا از حامیانشان پشتیبانی همراهشان باشد.

فراز 5

وَ كَيْفَ يُرْتَجَى مُرَاقَبَةُ مَنْ لَفَظَ فُوهُ أَكْبَادَ الْأَزْكِيَاءِ وَ نَبَتَ لَحْمُهُ مِنْ دِمَاءِ الشُّهَدَاءِ وَ كَيْفَ يَسْتَبْطِئُ فِي بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ مَنْ نَظَرَ إِلَيْنَا بِالشَّنَفِ وَ الشَّنَئَانِ وَ الْإِحَنِ وَ الْأَضْغَانِ ثُمَّ تَقُولُ غَيْرَ مُتَأَثِّمٍ وَ لَا مُسْتَعْظِمٍ

چگونه از کسی که جگر پاکان را بلعیده و گوشتش از خون شهیدان روییده، انتظار مراقبت و دلسوزی می‌رود؟ چگونه کسی که با کینه به اهل‌بیت می‌نگرد، در دشمنی خود کندی کند؟

فراز 6

لَأَهَلُّوا وَ اسْتَهَلُّوا فَرَحاً ثُمَّ قَالُوا يَا يَزِيدُ لَا تُشَلَ، مُنْتَحِياً عَلَى ثَنَايَا أَبِي عَبْدِ اللهِ سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ تَنْكُتُهَا بِمِخْصَرَتِكَ

نیاکانت شادمان شوند و به تو بگویند: ای یزید، دستت مریزاد؛ در حالی که بر دندان‌های پیشین اباعبدالله، سرور جوانان بهشت، می‌زنی.

فراز 7

وَ كَيْفَ لَا تَقُولُ ذَلِكَ وَ قَدْ نَكَأْتَ الْقَرْحَةَ وَ اسْتَأْصَلْتَ الشَّافَةَ بِإِرَاقَتِكَ دِمَاءَ ذُرِّيَّةِ مُحَمَّدٍ وَ نُجُومِ الْأَرْضِ مِنْ آلِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ تَهْتِفُ بِأَشْيَاخِكَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تُنَادِيهِمْ فَلَتَرِدَنَّ وَشِيكاً مَوْرِدَهُمْ

چرا چنین نگویی، حال آنکه با ریختن خون فرزندان محمد و ستارگان زمین از خاندان عبدالمطلب، ریشه آنان را بریدی و نیاکانت را صدا می‌زنی؟

فراز 8

وَ لَتَوَدَّنَّ أَنَّكَ شَلَلْتَ وَ بَكِمْتَ وَ لَمْ تَكُنْ قُلْتَ مَا قُلْتَ وَ فَعَلْتَ مَا فَعَلْتَ، اللَّهُمَّ خُذْ لَنَا بِحَقِّنَا وَ انْتَقِمْ مِنْ ظَالِمِنَا وَ أَحْلِلْ غَضَبَكَ بِمَنْ سَفَكَ دِمَاءَنَا وَ قَتَلَ حُمَاتَنَا

به‌زودی آرزو می‌کنی لال و ناتوان بودی و آن سخنان و کارها را انجام نمی‌دادی. خدایا حق ما را بگیر و از ستمگر ما انتقام بستان.

فراز 9

فَوَاللهِ مَا فَرَيْتَ إِلَّا جِلْدَكَ وَ لَا حَزَزْتَ إِلَّا لَحْمَكَ وَ لَتَرِدَنَّ عَلَى رَسُولِ اللهِ بِمَا تَحَمَّلْتَ مِنْ سَفْكِ دِمَاءِ ذُرِّيَّتِهِ وَ انْتَهَكْتَ مِنْ حُرْمَتِهِ فِي عِتْرَتِهِ وَ لُحْمَتِهِ حَيْثُ يَجْمَعُ اللهُ شَمْلَهُمْ وَ يَلُمُّ شَعَثَهُمْ وَ يَأْخُذُ بِحَقِّهِمْ ﴿وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ﴾ [آل عمران:۱۶۹]

به خدا سوگند جز پوست خود را ندریدی و جز گوشت خود را نبریدی؛ با خون فرزندان پیامبر و شکستن حرمت خاندانش، در پیشگاه رسول خدا حاضر می‌شوی؛ آنجا خدا پراکندگی آنان را جمع و حقشان را بازمی‌ستاند، و شهیدان نزد پروردگارشان زنده و روزی‌خورند.

فراز 10

وَ حَسْبُكَ بِاللهِ حَاكِماً وَ بِمُحَمَّدٍ خَصِيماً وَ بِجَبْرَئِيلَ ظَهِيراً وَ سَيَعْلَمُ مَنْ سَوَّلَ لَكَ وَ مَكَّنَكَ مِنْ رِقَابِ الْمُسْلِمِينَ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا

خدا برای داوری تو بس است و محمد (صلی‌الله علیه و آله) دشمن تو و جبرئیل پشتیبان حق است. آن‌کس که تو را فریب داد و بر گرده مسلمانان سوار کرد، خواهد دانست چه بد جانشینی برگزیده است.

فراز 11

وَ لَئِنْ جَرَّتْ عَلَيَّ الدَّوَاهِي مُخَاطَبَتَكَ إِنِّي لَأَسْتَصْغِرُ قَدْرَكَ وَ أَسْتَعْظِمُ تَقْرِيعَكَ وَ أَسْتَكْثِرُ تَوْبِيخَكَ لَكِنَّ الْعُيُونَ عَبْرَى وَ الصُّدُورَ حَرَّى

اگر سخن گفتن با تو مصیبت‌های مرا تازه می‌کند، مقام تو را کوچک و نکوهشت را بزرگ می‌شمارم؛ اما چشم‌ها اشکبار و سینه‌ها سوزان است. شگفتا که حزب خدا به دست حزب شیطان کشته شد.

فراز 12

فَهَذِهِ الْأَيْدِي تَنْطِفُ مِنْ دِمَائِنَا وَ الْأَفْوَاهُ تَتَحَلَّبُ مِنْ لُحُومِنَا وَ تِلْكَ الْجُثَثُ الطَّوَاهِرُ الزَّوَاكِي تَنْتَابُهَا الْعَوَاسِلُ وَ تُعَفِّرُهَا أُمَّهَاتُ الْفَرَاعِلِ وَ لَئِنِ اتَّخَذْتَنَا مَغْنَماً لَتَجِدَنَّا وَشِيكاً مَغْرَماً حِينَ لَا تَجِدُ إِلَّا مَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ فَإِلَى اللهِ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْهِ الْمُعَوَّلُ

دست‌هایشان از خون ما می‌چکد و دهان‌هایشان از گوشت ما پر است؛ پیکرهای پاک ما را گرگ‌ها و کفتارها می‌درند. اگر ما را غنیمت شمردی، به‌زودی درمی‌یابی که غرامت بوده است؛ شکایت ما به خداست.

فراز 13

فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَاللهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا وَ لَا تُدْرِكُ أَمَدَنَا وَ لَا تَرْحَضُ عَنْكَ عَارَهَا وَ هَلْ رَأْيُكَ إِلَّا فَنَدٌ وَ أَيَّامُكَ إِلَّا عَدَدٌ وَ جَمْعُكَ إِلَّا بَدَدٌ يَوْمَ يُنَادِي الْمُنَادِي أَلَا لَعْنَةُ اللهِ عَلَى الظَّالِمِينَ

هر نیرنگی داری به کار ببر؛ به خدا سوگند نمی‌توانی یاد ما را محو و وحی ما را خاموش کنی. این ننگ از تو زدوده نمی‌شود و روزگارت و سپاهت پایان می‌پذیرد؛ آن روز که ندا می‌رسد: لعنت خدا بر ستمگران.

فراز 14

فَالْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الَّذِي خَتَمَ لِأَوَّلِنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ لِآخِرِنَا بِالشَّهَادَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ نَسْأَلُ اللهَ أَنْ يُكْمِلَ لَهُمُ الثَّوَابَ وَ يُحْسِنَ عَلَيْنَا الْخِلَافَةَ وَ حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ.

حمد برای خداست که آغاز ما را با سعادت و مغفرت و پایان ما را با شهادت و رحمت رقم زد. از خدا می‌خواهیم پاداش آنان را کامل و جانشینی ما را نیکو کند؛ خدا برای ما بس است و چه نیکو وکیلی است.

خوانش موضوعی

خطبه از ستایش خدا و استناد به قرآن آغاز می‌شود، سپس یزید را از توهم کرامت و پیروزی بیرون می‌آورد. تعبیر «یا ابن الطلقاء» حافظه فتح مکه را به صحنه شام می‌آورد و معیار عدالت را از جایگاه قدرت به حرمت خاندان پیامبر منتقل می‌کند.

در پایان، سخن حضرت زینب (سلام‌الله علیها) به آینده نظر دارد: قدرت می‌تواند پیکرها را به اسارت ببرد، اما نمی‌تواند یاد و پیام را محو کند. این جمع میان سوگ، احتجاج و امید، دلیل ماندگاری خطبه در ادبیات و پژوهش‌های عاشورایی است.

منابع

  1. ویکی‌شیعه، «خطبه حضرت زینب در شام». متن و ترجمه خطبه.
  2. سید ابن‌طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، گزارش مجلس شام و خطبه. نسخه برخط.
  3. طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۰۸–۳۱۰. نسخه برخط.
  4. ابن‌طیفور، بلاغات النساء، ص۳۴–۳۶. اطلاعات نسخه.
  5. ویکی‌شیعه، مدخل «خطبه حضرت زینب در کوفه» برای مقایسه دو خطبه. مدخل مرتبط.

تصویرسازی نمادین با ابزار image_gen؛ بازسازی مستندِ اشخاص یا مکان تاریخی نیست.

مطالب بیشتر

گفت‌وگوی خوانندگان

نظرات شما

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند

نوشتن دیدگاه

نام کنار دیدگاه می‌آید؛ رایانامه فقط برای ارتباط است و منتشر نمی‌شود.

هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.