مجید لشکری - قباله ی غزل


یک شنبه 19 ارديبهشت 1389      6060 بازدید
مجید لشکری - قباله ی غزل

کلیـد قفـل دلم را بگَـرد و پیـدا کن

و قفل بسته ی دل را به روی خود وا کن

 

بیا زبان قلم را به آیه های شبت

به ارتزاق نگاهی دوباره گویا کن

 

شبیه شاعر برقَع به گوشه ی چشمی

درون قـافیه «طوفـان واژه» برپا کن

 

قسم به نرگس مستت که یا قبولم کن

و یا که شاعر خود را خراب و رسوا کن

 

دعـای گربه سـیاهی دلیـل باران نیست

خودت دو دست دعا را به سوی بالا کن

 

گذشته از سر مان آب، بهر این اموات

سلام و فاتحه ای را بخوان و اهدا کن

 

اگر چه زنده ولی مُرده ایم در این شهر

مسـیح من به دمی مُرده را تو احیا کن

 

میان ثانیه هایی که بی تو می گذرد

بـرای دیده ی مـا گریه ای مهیّا کن

*** 

«چموش!ای قلم!ای جوهر!ای مرکّب من!

بیـا کـمی بـه خـدا بـا دلـم مـدارا کن»

*** 

کجا کشیده مرا این غزل؟ نمی دانم

که گفت قافیه ات را نثـار زهرا کن

 

الا ضمیر منوّر، به فضّـه ات سوگند!

به کیمیا، نظری خرج این مطلّا کن

 

زدم به نام تو شش دانگ شعرهایم را

قبـاله ی غزلـم را بگیـر و امضـا کـن

مجید لشکری


همین پرونده

دیگر مطالب این ویژه‌نامه

16

آیا شهادت حضرت محسن (علیه‌السلام) با این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) که خطاب به حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) فرمود : تو نخستین کس از اهل ب

طرح شبهه: آیا شهادت محسن با این سخن پیامبر که خطاب به فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) فرمود: تو نخستین کس از اهل بیتم هستى که به من ملحق…

خواندن ←

گفت‌وگوی خوانندگان

نظرات شما

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند

نوشتن دیدگاه

نام کنار دیدگاه می‌آید؛ رایانامه فقط برای ارتباط است و منتشر نمی‌شود.

هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.